حزب اراده ملی

مقدمه:

اشغال ایران در شهریور 1320 به وسیله متفقین و سقوط دیکتاتوری رضاشاه دگرگونی عمیقی در شرایط اجتماعی کشور به وجود آورد. زمینه ظهور و فعالیت سیاسی احزاب و گروه­های بسیار متعدد و متنوع را فراهم آورد. هر یک از جنبش­های سیاسی، اجتماعی و حرکت­های حزبی عمده را می­توان در یکی از این سه گرایش جای داد. حزب توده به عنوان نماینده جریان چپ، جبهه ملی به عنوان نماینده گروه­های ملی و در نهایت جریان مذهبی که آیت­الله کاشانی و فداییان اسلام از رهبران آن بودند.[1]

 

الف ـ حزب توده:

   گروهی از روشنفکران ایرانی که از نظر علمی با مارکسیسم آشنایی داشتند، با رهبری محمدتقی ارانی در زمان حکومت رضاشاهی قوی­ترین جریان چپ را شکل دادند؛ اما پس از مدتی به زندان افتادند، بعد از سقوط رضاشاه و آزادی زندانیان سیاسی گروه 52 نفره، حزب توده را در مهرماه 1320 پایه­گذاری کردند. این حزب از حمایت شوروی برخوردار بود و از همان ابتدا با مخفی کردن ایدئولوژی خود و حتی ارج نهادن به شعائر مذهبی توانست اقشار مختلف جامعه را به سوی خود جلب کند.[2]

   حزب توده تا کودتای 28 مرداد حضور پرقدرتی در صحنه سیاست از خود نشان داد و توانست یک تشکیلات گسترده و سازمان یافته در میان روشنفکران و حتی افسران ارتش ایجاد نماید. در جریان کودتا انتظار می­رفت که حزب از امکانات گستره خود جهت مقابله با کودتا استفاده نماید و سازمان افسران حزب در مقابل کودتاکنندگان به اقدام مسلحانه دست بزنند.[3] آنان اگر چه از وقوع کودتا مطلع بودند و در نشریات خود دائما هشدار می­دادند؛ اما هیچ واکنشی در برابر کودتا از خود نشان ندادند، کودتاکنندگان پس از پیروزی به دستگیری مخالفان و مبارزان پرداختند و در این ارتباط بسیاری از افسران و سایر کادرهای حزب توده به چنگ آنان افتادند و افزون بر آن بسیاری از رهبران و سرشناسان حزب، با کناره­گیری از حزب، هر کدام انشعابی در درون آن ایجاد کردند. پس از آن فعالیت­های حزب به طور مخفی ادامه یافت و تشکیلات گسترده­ای را در خارج از کشور ایجاد کردند و تا پیروزی انقلاب عمده فعالیت آنان در خارج از کشور بود.[4]

 

   مهمترین احراب حزب توده، حزب پیکار، حزب جنگل، حزب جمعیت رهایی کار و اندیشه، حزب ایران بیدار و حزب همراهان سوسیالیت می­باشد که به اختصار توضیح آن آمده است.

 

1)   حزب پیکار:

   در سال 1321 توسط خسرو اقبال برادر دکتر منوچهر اقبال تاسیس شد. حزب و ارگان­های آن به تمایلات رادیکالی در جامعه شهرت داشتند. حزب پیکار در سال 1323 با حزب میهن ائتلاف کرد؛ و­لی پس از گذشت یک سال جدا شدند. از آن پس حزب پیکار کاملا با حزب توده همکاری و هماهنگی می­کرد و پس از مدت کوتاهی اعضای آن جذب احزاب دیگر شدند و عملا حزب منحل شد.

 

2) حزب جنگل(اجتماعیون):

   به تقلید از حزب جنگل میرزا کوچک­خان در سال 1324 توسط میرصالح مظفرزاده به همراه میراحمد مدنی، اسماعیل­خان جنگلی (خواهرزاده میرزا کوچک­خان) و حسن مهری تاسیس شد. این حزب تا سال 1326 به فعالیت و همکاری با حزب توده، میهن و حزب ایران ادامه داد. تا این که مشابهت اسمی با دیگر احزاب کوچک و محلی که به فعالیت می­پرداختند، عنوان اجتماعیون را به عنوان حزب اضافه نمود. این حزب بعدها به جبهه موتلف احزاب آزادی­خواه پیوست و به تدریج فعالیتش به پایان رسید.[5]

 

3)جمعیت رهایی کار و اندیشه:

   نیز از گروه­های سیاسی حاصل از انشعاب حزب توده است که در سال 1330 توسط انورخامه­ای تشکیل شد که عده­ای از طرفداران جبهه ملی و اعضای سابق حزب توده عضو آن بودند و تا سال 1347 فعالیت آن با عنوان(جریان) ادامه داشت.[6]

 

4)حزب ایران نو:

   از احزابی است که توسط دکتر امینی، نیک­پور و مسعود ثابتی تشکیل شد و عمر کوتاهی داشت، مرامنامه حزب که با شعار خدا، شاه میهن، آغاز شده بود به اهمیت استفاده از منابع ایران و ترویج اصول صحیح زراعتی فیمابین کارگر و کارفرما و کشاورز و مالک و مبارزه با هرگونه حق­شکنی و خودسری اشاره می­کرد. [7]

 

5)حزب ایران بیدار:

  در اوایل دهه 20 توسط حسنعلی کاتبی تاسیس شد. هفته نامه سیاسی و اجتماعی فریاد از ارگان حزب بود. این حزب­ دارای مشی چپ­گرا و بر خلاف شعار تقویت افکار و احساسات و ترویج عواطف خداشناسی از مواضع حزب توده حمایت می­کرد.[8]

 

6)حزب همراهان سوسیالیت:

   از دیگر احزابی بود که در پاییز 1321 به وسیله مصطفی فاتح تشکیل گردید، فاتح از اقتصاددانان چپ و طرفدار سوسیالیسم بود به طوری که این مسئله سبب نزدیکی با حزب توده بود. این حزب بعد از مدتی متلاشی شد و گروهی از آنان تشکیلات جدیدی به نام حزب سوسیالسیت ایران را به رهبری علی شهید­زاده با شعار رفاه اقتصادی، محدود ساختن مالکیت خصوصی و برنامه­ریزی دولتی تشکیل شد و به تدریج متلاشی شد.[9]

احزاب ملی که شامل مجمع مسلمانان مجاهد، حزب ایران، حزب پان ایرانیسم، نهضت خداپرستان سوسیالیست و حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیسم می­باشد.

 

ب ـ جبهه ملی:

   جبهه ملی یکی از مهمترین تشکیلات سیاسی ملی­گرا بوده، در اواخر دهه20ش. به رهبری دکتر مصدق به وجود آمد. دکتر مصدق به همراه 18 تن دیگر در اعتراض به تقلب در انتخابات مجلس شانزدهم در دربار متحصن شدند. افراد شرکت کننده در تحصن، بعدها با تجمع در خانه دکتر مصدق، سازمان جبهه ملی را تشکیل دادند که هدف آن ایجاد حکومت ملی بود. این سازمان در آبان 1328 به طور رسمی اعلام موجودیت کرد.[10] جبهه ملی در ابتدا مورد حمایت بخش مهمی از نیروهای مذهبی از جمله آیت­الله کاشانی قرار گرفت؛ اما این حمایت تا زمانی که مصدق در دوره دوم نخست وزیر خود عمل غیر دوستانه­ای نسبت به نیروهای مذهبی و برخی شخصیت­های اصلی جبهه ملی اعمال نکرده بود ادامه داشت. با سقوط دولت مصدق و روی کار آمدن زاهدی فعالیت احزاب وابسته جبهه ملی ممنوع شد و سران آن زندانی شدند و بعد از یک دوره رکود، در سال 1339ش. سران نهضت با تشکیل دوباره یک سازمان سیاسی که نام آن را جبهه ملی دوم گذاشتند به توافق رسیدند. این جبهه نیز در بهره­برداری از فعالیت­های خود ناکام ماند و در اوایل 1343منحل شد.[11]

 

1)مجمع مسلمان مجاهد:

   که تحت رهبری شمس قنات­آبادی و وابسته به آیت­الله کاشانی بود. این گروه تا تیرماه 1331 در کنار نهضت ملی و جبهه ملی بودند و بعد از آن جانب دربار را گرفتند رهبر مجمع در جدایی آیت­الله کاشانی از دکتر مصدق نقش برجسته­ای داشت. پس از کودتا مجمع مذکور به دلیل فساد و بدنامی رهبرش عملا غیرفعال گشت و رهبر آن مستقیما به استخدام دربار در آمد.[12]

 

2)حزب ایران:

   که بزرگترین حزب سیاسی در ترکیب جبهه ملی بود و اعضای کادر رهبری آن از جمله سرشناسترین اعضای جبهه ملی بودند، عبارت بودند از اللهیار صالح، دکتر کریم سنجابی، مهندس حسیبی، مهندس زیرک­زاده، دکتر شایگان و دکتر صدیقی، در دوران فعالیت جبهه ملی منشعبین از نهضت خداپرستان سوسیالیست که به رهبری دکتر نخشب با نام جمعیت خداپرستان سوسیالیست جدا شده بودند، نیز به حزب ایران پیوستند؛ اما به دلیل اختلافات درونی از حزب ایران جدا شدند و تحت عنوان (جمعیت مردم ایران) در ترکیب جبهه ملی باقی ماندند.[13]

 

3)حزب پان ایرانیسم:

   در سال 1326 توسط دکتر محسن پزشکی­پور، صادق کلانی، علیخانی و عاملی تشکیل گردید. در سال 1330 کمیته دانشجویی و اعضای جوان حزب به رهبری داریوش فروهر پس از جدایی حزب پان ایرانیسیم از جبهه ملی، از آن انشعاب کردند و حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیسم را تشکیل دادند.[14]

 

4)حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیسم:

   از دیگر احزاب تشکیل دهنده جبهه ملی می­باشد که ناسیونالیسم را تنها راه نجات کشور می­دانستند و طرفداری از امپریالیسم غرب و کمونیسم شرق را انحراف در اهداف ایران قلمداد می­نمودند. داریوش فروهر دبیر کل حزب یک بار در تجدید سازمان حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیسم در سال 1336 همراه با عده­ای دیگر از اعضای حزب به زندان افتادند. وی مدت دو سال زندان بود و اندکی پس از آزادی وی جبهه ملی دوم تشکیل گردید.[15]

 

5)نهضت خداپرستان سوسیالیست:

   از احزاب مهم بعد از شهریور 1320 می­باشد. نهضت از ادغام دو گروه دانشجویی خود جوش که فعالیت فرهنگی علیه حزب توده و گروه­های وابسته انجام می­دادند، شکل گرفت. گروه اول مهندس جلال آشتیانی بود و گروه دوم، گروه محمد نخشب، از درون همین جلسات، سازمانی به نام نهضت خداپرستان سوسیالیست پدید آمد مواضع سیاسی حزب مخالفت با استبداد و دخالت مردم در سرنوشت خود از طریق انتخابات بود، این حزب تا سال 1332 فعالیتشان به طور کلی متوقف شد.[16]

 

ج ـ آیت­الله کاشانی و نیروهای مذهبی

   پس از سقوط رضاشاه و درهم شکستن حاکمیت، بخشی از نیروهای مذهبی که طی یک دوره طولانی سرکوب می­شدند، وارد میدان شدند. از مهمترین و برجسته­ترین چهره­های موثر در تحولات سیاسی اجتماعی این دوره کاشانی بود که افزون بر انتقاد از دولت­های وقت با نفوذ بیگانگان و کنترل روز افزون آنان بر اوضاع ایران، مخالفت می­کرد. در سال 1320 به هنگام اشغال ایران متفقین از دولت سهیلی خواستند، کاشانی را دستگیر کند. مردم در واکنش به این بازداشت او را برای مجلس 14 به عنوان نماینده تهران انتخاب کردند؛ اما متفقین حاضر به آزادی او نشدند.[17] در زمان نخست وزیری قوام وی قردادی با شوروی­ها در خصوص نفت شمال منعقد کرد به نام قرارداد سادچیکف که آیت­الله کاشانی از جمله متعرضین به آن بود که بازداشت شد. در دوره 15 به نمایندگی انتخاب شد. در پی ترور شاه، آیت­الله کاشانی بار دیگر دستگیر و به لبنان تبعید شد. آیت­الله کاشانی  با چنین دیدگاهی که مخالف حضور هرگونه بیگانه در کشور بود با حمایت از نهضت ملی وارد عرصه مبارزات شد. محبوبیت و نفوذ کاشانی نه فقط درمیان میان مردم، بلکه در میان علما و روحانیون تا اندازه­ای بود که به محض صدور اعلامیه وی در حمایت از ملی شدن صنعت نفت به عنوان یک تکلیف دینی وطنی اعلامیه­های از سوی ایات اعظام سید محمدتقی خوانساری محلاتی، شاهرودی و سیدمحمود روحانی قمی صادر شد.[18]

 

1)فداییان اسلام:

   جمعیت فداییان اسلام به رهبری سید مجتبی نواب­صفوی که به عنوان حزب مذهبی شناخته می­شود.[19] در حقیقت به عنوان شاخه شبه نظامی و افراطی جبهه ملی محسوب می­شد. فداییان اسلام به تبعیت از آیت­الله کاشانی و مخالفت با سیاسیت­های بریتانیا در ایران به حمایت مصدق پرداختند. آنان هژیر (وزیر دربار) را که متهم به ارتباط نزدیک به انگلیس و تقلب در انتخابات بود، ترور کردند و با باطل شدن انتخابات تهران و موفقیت جبهه ملی ضربه مهلکی به انگلیس وارد آمد.[20] فداییان اسلام بر خلاف کاشانی از همان ابتدای روی کار آمدن دولت جبهه ملی به رهبری مصدق خواستار تکشیل حکومت اسلامی شدند؛ اما به دلیل بی­توجهی مصدق از آن جدا شدند، فداییان اسلام که همیشه مورد غضب شاه بودند. سرانجام در سال 1334ش. پس از سوء­قصد به حسین علا نخست وزیر وقت به دست مظفر ذوالقدر دستگیر و تمامی سران این حزب محکوم به اعدام شدند.[21]

   احزاب دولتی بین سال­های 1320 تا کودتای 1332 شامل حزب دموکرات ایران، حزب آریا و حزب وطن و اراده ملی می­باشد.

 

2)حزب دموکرات ایران:

   در تیرماه 1325 قوام­السلطنه نخست وزیر وقت با تاسیس  حزب دموکرات ایران قصد مقابله با حزب دموکرات آذربایجان را داشت. البته او با تاسیس حزب قصد تحکیم موقعیت سیاسی خود را داشت و همچنین می­خواست، ائتلاف حزب توده و ایران را کم رنگ جلوه دهد. برخلاف همکاری قوام با سران حزب توده، در سطح وزارت روابط بین حزب قوام و حزب توده با ستیز و برخورد توام شد. از مشهورترین افراد حزب می­توان به احمد آرامش، حسن ارسنجانی و ملک الشعرای بهار اشاره کرد.[22]

 

3)حزب آریا:

   این حزب نیز بعد از شهریور 1320 شکل گرفت این حزب که از احزاب دسته راستی به شمار می­رفت و به انگلستان متمایل و به دربار وابسته بود که توسط سرلشگر حسن ارفع تشکیل شده بود. حزب دارای شاخه نظامی بود که تعدادی از افسران ارشد در آن عضو بودند، اعضای حزب تمایلات ضد کمونیستی شدید داشتند. این حزب در زمان دکتر مصدق و کودتای 28 مرداد نیز به فعالیت خود ادامه می­داد. عضو مهم دیگر این حزب سرهنگ حسین منوچهری بود که نام خود را به آریانا تغییر داد و مدتی تمایلات شدیدی به نازی­ها داشت (وی بعدها ارتشبد شد و به ارتشبد آریانا معروف شد) هدف حزب بیشتر در اختیار داشتن مشاغل حساس نظامی و غیر نظامی بود. این حزب همزمان با حزب توده تاسیس شد و تا زمان کودتا 28 مرداد نیز به فعالیت ادامه داد، بعد از کودتا به تدریج فعالیتش کاسته شد و به پایان عمر خود رسید.[23]

 

4)حزب وطن:

   توسط سیدضیاء­الدین طباطبایی در سال 1322 تاسیس شد. مشی حزب و هدف اصلی آن مقابله با حزب توده و فعالیت و هوادران آن بود. سید ضیا دو سال بعد حزب وطن را به حزب اراده ملی تغییر نام داد. سید ضیا اساسنامه حزب اراده ملی  را در 22 ماده منتشر نمود که یکی از مواد  این اساسنامه کوشش برای ایجاد بهترین رابطه با ایالات متحده آمریکا در عین بی­طرفی بود؛ اما از طرفی وی برای جلب رضایت روسها عنوان می­نمود که روسها بر خلاف این که ایرانی نبودند؛ اما خدمتشان به ایران از هر پادشاه، وزیر، نماینده و نویسنده­ای بیشتر است. وی در دوره 14 مجلس به وکالت مجلس انتخاب شد و در فروردین 1325 توسط قوام­السلطنه نخست وزیر دستگیر شد و پس از آن فعالیت حزب کاهش و سرانجام منحل شد.[24]

 

 حزب اراده ملی

حزب اراده ملی نام یکی از احزابی است که در پی آزادی‌های سیاسی نسبی پس از شهریور ۱۳۲۰ در ایران پدید آمد. مرکز ثقل و رهبر عملی این حزب، سید ضیاءالدین طباطبایی بود و افراد مشهوری چون مظفر فیروز و نیرالملک نیز در آن عضویت داشتند. عمده فعالیت‌های این حزب در رقابت با حزب توده بود و از خود ایدئولوژی سیاسی مستقلی نداشت. حزب اراده ملی کمتر از دوسال دوام داشت و با روی کار آمدن احمد قوام، منحل گردید.

پیش زمینه

در دوره رضا شاه، هیچگونه فعالیت حزبی مجاز نبود. در فضای باز سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰، و طی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ دوران شکوفایی احزابی با گرایش‌های گوناگون در ایران بود. بسیاری از احزاب همچون احزاب ملی(بعدها جبهه ملیحزب توده، حزب اراده ملی و سازمان فدائیان اسلام در این دوره شکل گرفتند.[25][۲6]

در سال ۱۳۲۲ گروهی از سیاستمداران ایران همچون سیدضیاءالدین طباطبایی، مظفر فیروز(فرزند نصرت‌الدوله) اقدام به تاسیس حزبی با عنوان حزب وطن نمودند. ارگان مطبوعاتی این حزب، روزنامه رعد امروز بود که توسط مظفر فیروز اداره می‌گردید. این حزب بعدها شالوده اصلی حزب اراده ملی را تشکیل داد.[27]

تاسیس

در ۲۳ بهمن ۱۳۲۳ مرامنامه جدید حزب به تصویب رسید و نام «حزب اراده ملی» برای آن انتخاب گردید. با توجه به اینکه سید ضیاء پیش‌بینی می‌کرد که توسط حزب توده به جلسسه افتتاحیه حزب حمله شود، لذا گروهی صد نفره را مامور نمود تا با سلاح‌های سرد همچون چاقو، در زیرزمین ساختمان حزب آماده باشند. اتفاقا پیش‌بینی سید ضیاء به حقیقت پیوست و عوامل حزب توده به محل تشکیل جلسه حمله‌ور شده و با مقابله چاقوکشان مجبور به عقب نشینی گردیدند.[28]

امکانات حزب

محل حزب ساختمان باشکوهی در خیابان سعدی(نزدیک به تقاطع جمهوری اسلامی فعلی) توسط رضا صراف‌زاده، بازرگان سرمایه‌دار در اختیار این حزب قرار گرفت.[29] این مکان تا آن زمان محل کلوب ایران و پاتوق قماربازان بزرگ و بانفوذ بود که حاضر به تخلیه ساختمان نبودند. سرانجام دو طرف توافق کردند تا ساختمان مزبور، روزها در اختیار حزب و شبها در اختیار کلوب باشد. ولی حبیب‌الله پوررضا(وکیل دادگستری)[30] به استناد همین توافق، موفق شد در دادگاه حق تصرف دائمی ساختمان را برای حزب به‌دست آورد.[31]

به غیر از روزنامه رعد امروز و پس از آن نشریه هور که به ارگان رسمی حزب مشهور بودند، نشریات روستا، سرگذشت، کاروان، کشور، نسیم صبا، نسیم شمال، صدای ایران، ندای آسمان، صدای وطن، وظیفه، کانون، کوشش و اقدام نیز به عنوان جراید وابسته به حزب شناخته می‌شدند. علاوه بر این، ائتلافهای مطبوعاتی متعددی از جمله اتحاد جراید ملی، جبهه مطبوعات متفق و جبهه استقلال نیز به این حزب تمایل داشتند.[32]

اعضای حزب

اگرچه رضاقلی‌خان هدایت(نیرالملک) سمت ریاست تشریفاتی حزب را داشت، ولی عملاً سید ضیاء با عنوان منشی کل حزب، رهبری حزب را در دست داشت. سایر اعضای مشهور حزب عبارت بودند از مظفر فیروز، صادق سرمد، حبیب‌الله رشیدیان، بهاءالدین حسام‌زاده، کلنل کاظم خان سیاح(فرمانده کلانتری‌های تهران در کودتای سوم اسفند[33] کاظم کورس، مهدی لاری، غلامحسین کاشف، جواد حریری، ارباب مهدی، غلامحسین ابتهاج، دکتر اسماعیل مرزبان، عبدالله خاوری و حسن صدر[34]

فعالیت‌های سیاسی

حزب اراده ملی از ابتدا فاقد اصول محکم حزبی بود. برخی این حزب را فاقد ایدئولوژی خاص سیاسی و بیشتر شبیه به باشگاه سیاسی شخص سید ضیاء و هوادارن او دانسته و دلیل اضمحلال زودهنگام اراده ملی را نیز همین نداشتن ایدئولوژی می‌دانند.[35]

حزب اراده ملی در مشی سیاسی خود نقطه مقابل حزب توده بود. محل حزب، مامن کارفرمایانی بود که مرعوب فعالیت‌های حزب توده شده بودند. در مواردی برخوردهای این حزب با حزب توده به نزاع‌های خونین نیز کشیده شد. این حزب گاه از عواطف ملی و مذهبی مردم نیز برای جذب آنان استفاده می‌کرد. به همین لحاظ موفق شد تا رفته‌رفته در سازمان‌های کارگری تهران و برخی از شهرستان‌ها نیز رخنه کند. [36] همچنین جذب برخی از اصناف، طبقات سنتی و محافظه‌کار و همچنین سازمان‌های مدافع حقوق زنان از دیگر اقدامات حزب بود. حزب اراده ملی در زمان حیات خویش دارای سازمانی منسجم بود. به گونه‌ای که پس از حزب توده، منسجم‌ترین سازماندهی حزبی در ایران را داشت.[37]

با روی کار آمدن دولت قوام‌السلطنه، سید ضیاء نیز دستگیر و زندانی شد و حزب اراده ملی منحل اعلام گردید. همچنین اموال و دارائی‌های حزب نیز توسط دولت مصادره شد. عوامل این حزب یا به دنبال احزاب دیگر رفتند و یا کار سیاسی را رهانمودند. برخی از آنان نیز با چاپ و نشر آگهی در روزنامه‌ها، کناره گیری خود از حزب اراده ملی را اعلام نمودند. سید ضیاء یکبار دیگر در سال ۱۳۳۱ حزب اراده ملی را در یک خانه وسیع گشود. ولی این‌بار نیز پس از دو ماه، حزب برای همیشه تعطیل گردید.[38][39]

ضیاءالدین و حزب اراده ملی

به‌دنبال اعتصاب مهندسان، کانون به فکر شرکت در انتخابات افتاد و توانست چند نماینده نیز به مجلس (مجلس چهاردهم) بفرستد. از این پس بود که آنان به فکر تاسیس حزب افتادند و اهدافی فراتر از خواسته‌های صنفی را مطرح کردند.

 

پس از تاسیس حزب اراده ملی (به‌عنوان نماینده گرایش‌های غرب‌گرایانه) که به دنبال کودتای 1299 توسط ضیاء و به کمک وفاداران رضاخان شکل گرفت و نیز تاسیس حزب توده که نماینده گرایش‌های مارکسیستی و جنبش‌های کارگری بود، اعضای کانون مهندسان حزب ایران را با شعارهای وطن‌پرستی، آزادی‌خواهی، ناسیونالیسم، تعدیل ثروت، بسط عدالت و مبارزه با فساد به‌وجود آوردند. این حزب در اسفند ماه سال 1322 تاسیس گردید و اعلام کرد که ثبات و پیشرفت جامعه با تحقق شعار«کار، داد، آزادی» و نیل به سعادت نیز «با فکر ایرانی، به‌دست ایرانی، برای ایرانی» امکان‌پذیر خواهد بود و اعلام کرد که «با جهل اکثریت و فساد اقلیت مبارزه کنید.»

حسین مکی از سی‌نفر به عنوان اعضای موسس حزب ایران نام‌ می‌برد که از جمله می‌توان به دکتر شمس‌الدین جزایری، مهندس غلامعلی فریور، مهندس احمد زیرک‌زاده، مهندس ناصر معتمد، مهندس کاظم حسیبی، مرتضی مصور رحمانی، دکتر عبدالله معظمی، دکتر محسن نصر، محسن خواجه‌نوری، مهندس گزیده‌پور و خود حسین مکی اشاره کرد. برخی معتقدند که حزب ایران که دارای تمایلات لیبرالی و سوسیال‌دموکراتیک بود، به علت مخالفت با دیکتاتوری و سلطه بیگانه و فساد دستگاه اداری، عده قابل‌توجهی از ملیون و حتی افراد مذهبی را به خود جذب کرد، اما حزب در واقع از خصلت یک تشکل توده‌ای و مردمی به‌دور بود و به ‌همین خاطر‌ هم جز در میان تحصیلکردگان و افراد اداری نتوانست پایگاه مردمی قابل‌توجهی داشته باشد؛ بنابراین سران حزب بیشتر به فکر نفوذ در ارکان دولت و به‌دست‌گرفتن مقامات اداری ـ البته بیشتر به قصد اصلاح امور ـ بودند که در این امر مهم موفقیت‌ چندانی نداشتند.نخستین مرامنامه حزب ایران در سال 1324 منتشر شد که اصول کلی آن را چنین می‌توان برشمرد: 1ـ از لحاظ سیاسی: حفظ استقلال کامل کشور و پشتیبانی از اصول دموکراسی 2ـ از لحاظ اقتصادی: استقرار عدالت اجتماعی و کوشش در بهبود وضع مادی ملت از راه توجه به کشاورزی و صنعت و بهره‌برداری از تمامی ثروت مملکت 3ـ از لحاظ اجتماعی: تهذیب اخلاق و تعمیم فرهنگ و تامین بهداشت عمومی.

حزب ایران دارای گرایش‌های مذهبی نبود، ولی ورود غیرمسلمانان به حزب ممنوع بود. به هر صورت، از مرامنامه حزب هم‌ چنین برمی‌آید که هدف حزب ایران انجام اصلاحات و اقداماتی در قالب رژیم سلطنتی بوده است.


الحاق حزب میهن به حزب ایران

از جمله احزابی که پس از شهریور ماه سال 1320 شکل گرفتند می‌توان به حزب پیکار، حزب استقلال و حزب میهن‌پرستان اشاره کرد. در خرداد ماه 1323سه‌حزب فوق به اضافه تعدادی دیگر از عناصر تحصیلکرده، گردهم آمده و حزب میهن را تشکیل دادند، اما به‌دلیل ناکارآمدی و نیز عدم همگرایی گروه‌های تشکیل‌دهنده، اعضای حزب پیکار و حزب استقلال از آن جدا شدند و به این ترتیب، در سال 1324به‌تدریج علائم فروپاشی حزب میهن نمودار شد.
جداشدن بسیاری از هواداران و سازمان‌های شهرستان‌ها از حزب و پیوستن آنان به گروه‌ها و احزاب دیگر ـ از جمله به حزب توده ـ به منزله هشداری جدی برای وقوع فروپاشی کامل بود که در چنین وضعیتی حزب میهن به حزب ایران ملحق گردید. الحاق حزب میهن به حزب ایران باعث شد که نفوذ و قدرت حزب ایران افزایش یابد؛ چنانکه کریم‌ سنجابی که خود از سران حزب میهن بوده و رسول مهربان و زیرک‌زاده از سران حزب ایران نیز به این امر اذعان دارند.
زیرک‌زاده می‌گوید حزب میهن برخلاف حزب ایران حتی شعباتی نیز در شهرستان‌ها داشت که این نشان می‌دهد گرچه حزب میهن در بدترین وضعیت خود به حزب ایران ملحق شد، اما باز هم از جهاتی از حزب ایران جلوتر بوده است.


ائتلاف با حزب توده

یکی از مهم‌ترین حوادث تاریخ حزب ایران، ائتلاف این حزب با حزب توده بود. این ائتلاف که در تیرماه سال 1325، با رای اکثریت اعضای کمیته مرکزی حزب ایران به تصویب رسید، کشمکش‌های فراوان درون‌حزبی و نیز نتایج و پیامدهای منفی و زیان‌‌باری را برای حزب در پی داشت.


گرچه حزب توده دارای انسجام و سازمان درونی بسیار مناسبی در جامعه آن روز ایران بود، ولی به علت گرایش‌های مارکسیستی و وقوع حوادث آذربایجان و کردستان در آن روزها و اشغال بخشی از ایران توسط شوروی از جایگاه مناسبی برخوردار نبود؛ بنابراین بسیاری از صاحب‌نظران و سیاستمداران و برخی از اعضای حزب ایران این ائتلاف را یک اشتباه بزرگ تلقی کردند. این ائتلاف در شرایطی صورت گرفت که دولت تصمیم گرفته بود قوای شوروی را از کشور بیرون کند و به غائله آذربایجان خاتمه دهد. کریم سنجابی می‌نویسد: «قوام‌السلطنه به ما گفت، چرا شما با اینها نزدیکی نمی‌کنید؟ شما با توده‌ای‌ها و با پیشه‌وری گرم بگیرید و آنها را نصیحت کنید. در همین زمان بود که ائتلاف بین حزب ایران و حزب توده صورت گرفت.
 

 

 

پانویس

  1.   زهیری، علیرضا؛عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، تهرانف دفتر نشر و پخش معارف، 1379، ص136
  2.  2. آبراهیمیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه:گل محمدی، تهران، نشر نی، 1387، ص346
  3. [3]  عصرپهلوی، پیشین، ص139
  4.   طبری، احسان، خاطرات کژراهه، تهران، امیرکبیر، چاپ دوم، 1366ص165تا190
  5.   طیرانی، آ بهروز؛ اسناد احزاب سیاسی ایران، ج اول، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، 1376پیشین، ص 383
  6.   خامه­ای، انور؛ خاطرات سیاسی، تهران، گفتار، 1372، ص925تا926
  7.   طیرانی، ج1، ص300
  8.   طیرانی، همان، ص285تا292
  9.   ترابیان، ص311
  10.   کاتوزیان، همایون؛ مصدق و نبرد قدرت، ترجمه:احمدتدین، ص151
  11.   کریمی مله، علی؛ چهل سال جبهه ملی، مجله پانزده خرداد، شماره21، ص45
  12.   طیرانی، پیشین، ص297
  13.   نجاتی، غلامرضا؛ جنبش ملی شدن صنعت نفت، تهران، انتشارات سهامی انتشار، 1366، ص86تا93
  14.   نجاتی، غلامرضا؛همان، ص86تا93
  15.   اسنادی از احزاب سیاسی در ایران، تهران، اداره کل آرشیو اسناد و موزه، دفتر رییس جمهور، 1379، ص123
  16.   یزدی، ابراهیم؛ نهضت خداپرستان، یادنامه شماره 3دکتر کاظم سامی، تهران، انتشارات چاپبخش، 1371ص86 تا 87.
  17.   عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، ص149.
  18.    روحانیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت، به کوشش گروهی هواداران نهضت اسلامی ایران در اروپا، ص56 تا 59.
  19.  3. عصر پهلوی به روایت اسناد ساوک، ص 149.
  20.   مصدق و نبرد قدرت، ص152 تا 153.
  21.   عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، ص160.
  22.   اسنادی از ا
/ 0 نظر / 142 بازدید